نامهی سرگشاده یک جوان ایرانی به شاهزاده رضا پهلوی
نامهی سرگشاده یک جوان ایرانی به شاهزاده رضا پهلوی؛ لطفاً موضعتان را درمورد «قانون سربازی اجباری» مشخص کنید
شاهزاده رضا پهلوی
با سلام و تحیات
نامه نوشتن امروز برای حضرتعالی که تمایل به شنیدن نظرات و دغدغههای نسل جدید ایران را دارید و به نظر میرسد یکی از بهترین افراد جایگزین برای پسگرفتن راس قدرت حاکمیت ایران هستید، راحتر است. واکنش کنونی شما به این نامه که حال قدرت اجرایی ندارید، تجربهی تعیینکنندهی را امروز پیشروی جامعهی ایران، در فردای کسب قدرت احتمالی نشان میدهد.
یکی از مهمترین دلایلی که این نامه را برای شما مینویسم این است که حضرتعالی را به واسطهی کنشگریهای مدنی و شخصیت کاریزماتیکی که در شما سراغ دارم مناسب دیدهام که روی صحبتم در مورد این موضوع مشخص با شما باشد. من اولا به عنوان شهروند میخواهم نظرتان را درمورد «قانون سربازی اجباری» که با ایده و پیشنهاد پدربزرگ حضرتعالی در سال «1303 هجری شمسی» به «مجلس شورای ملی» تقدیم شد، بشنوم و دوما این پرسش را به عنوان «روزنامهنگار مستقل» مطرح کنم که چه میزان از اخبار خودکشی، تبعات مهلکِ جسمی و روحی سربازانی که حیثیت، کرامت و غرور آنها در حین «خدمت سربازی اجباری» توسط نظامیان لگدمال میشود اطلاع دارید؟ چقدر با این عقیده به عنوان فردی خشونتپرهیز موافق هستید که «قانون سربازی اجباری» خشونت را به شکل سیستماتیک در نیمی از افراد جامعه نهادینه میکند و «قانون سربازی اجباری» روشی به نوعی بردگی مدرن است؟ نظرتان درمورد تشکیل کارگروهی توسط نخبگان و دانشگاهیان کشور در «فردای براندازی» جهت پژوهش و نظرسنجی درمورد مزایا و عواقب «قانون سربازی اجباری» و پس از مشاهدهی نتایج آن، بازبینی درمورد ادامهی اجرای آن به نحو کنونی، اصلاح و یا لغو این قانون، چیست؟
بسیار مایلم بشنوم که جایگاه «قانون سربازی اجباری» امروز در بین فعالان سیاسی معارض جمهوری اسلامی و جامعهی مدنی کجاست؟ چرا این چنین جامعهی مدنی در برابر قوانینی ناعادلانه اما یکسان همانند «حجاب اجباری» و «سربازی اجباری» که قوانینی به شدت پوسیده هستند و ناکارآمدی خود را بیش از بیش به اثبات رساندهاند، دستچینشده کنشگری میکند؟ آیا دلیل را باید در تاریخچهی تصویب و اجرای آنها در دو سیستم سیاسی متفاوت «پهلوی» و «جمهوری اسلامی» جستجو کرد؟ چرا کنشگرانی که درمورد موضوعات روزمره و درشت و ریز ایران و جهان احساس مسئولیت میکنند و نقد مینویسند و راهکار میدهند، تحلیل و تفسیری درمورد ارتباط بین «قانون سربازی اجباری» و «حق سرنوشت» ارائه نمیکنند؟ آیا مسئلهی همانند نحوهی سپریکردن دو سال از بهترین دوران عمر نیمی از جامعهی ایران که بر قبل و بعد از آن بر زندگیشان عمدتا تاثیر منفی گذاشته و در حین خدمت دوران پر مشقت و با بطالتی را در «خدمت سربازی اجباری» میگذرد، موضوع چندان مهمی نیست؟ به راستی چه حقارتی بیشتر از این است که مرد ایرانی تا قبل از انجام «خدمت سربازی اجباری» نمیتواند از کشورش خارج شود و با او همانند یک گروگان رفتار میشود که برای سفری چند روزه باید وثیقهی چند میلیون تومانی گرو بگذارد که اغلب همان هم پذیرفته نمیشود؟ آیا اطلاع دارید فردی که در ایران فارغالتحصیل شده، در صورتی که به سربازی اجباری نرفته، دانشگاه مدرک او را صادر نمیکند مگر آنکه به «خدمت سربازی» برود و این یعنی نمیتواند در شغلهایی که نیازمند «کارت پایان خدمت» هستند، صاحب شغل شود؟ آیا اخبار تبصرههایی که «سازمان نظام وظیفه» هر روز به «قانون سربازی اجباری» اضافه میکند و تغییر میدهد و قوانین صفت و سختتری تهیه میبینید را دنبال میکنید؟ نظرتان درمورد قوانین امروز «سربازی اجباری» که ممکن است انسانهای دویست سال آینده این مملکت تصور کنند بیشتر شبیه به داستانهای کمدیست، چیست؟ اطلاع دارید در برخی از پادگانها سربازان را مجبور میکنند در انتخابات شرکت کنند و به فرد خاصی رای دهند؟ آیا از نحوهی پروسهی سربازگیری که بدون آنکه شرایط جسمی و روحی مشمولان به دقت بررسی شود راهی پادگانها میشوند و به بیماریهای رایج روانی همانند افسردگی مبتلا میشوند؟ علاقهمندم نظر شما را درمورد قانون «خرید خدمت سربازی اجباری» که در سالهای اخیر توسط «مجلس شورای اسلامی» تصویب شده بشنوم. عجالتا آیا وجود چنین قانونی به این معنی نیست که فرزندان اقشار مرفه میتوانند این مبلغ تعیینشده که برای آنها احتمالا پول خرد است را پرداخت کنند و سربازی را بخرند و فرزندان اقشار فرودست باید دو سال از بهترین دوره طلایی خودشان را در «سربازی اجباری» سپری کنند؟
جناب آقای رضا پهلوی، در بیشتر مواقع برخی از موافقان این قانون غیرمنصفانه و ناعادلانه میگویند که سربازی اجباری یک وظیفهی همگانی است. میخواهم این سوال را از حضرتعالی بپرسم که به راستی براساس کدام منطق این وظیفه همگانیست و آیا قانون سربازی اجباری باعث وطندوستی میشود یا تنفر؟ آیا سربازی اجباری سبب تقویت بنیهی دفاعی کشور میشود یا هدردادن عمر سرمایههای انسانی کشور؟
در بیشتر تجمعهای که در سراسر ایران برگزار میشود سربازانی دیده میشوند که به جای آنکه از مرز و بوم کشور دفاع کنند با توجیه «دفاع از کشور» تبدیل به بازوی «حاکمیت مستبد» جهت سرکوب مردم میشوند. قطعا شما باید تصاویری که باطومهای فرو آمدهی سربازان بر سر مردمی که به طور مسالمتآمیز خواهان «تغییر و تحولات بنیادین سیاسی» در کشور خود هستند را دیدهاید. توصیهی شما به چنین سربازانی که ممکن است حتی خودشان هم مایل به چنین کاری نباشند اما فرماندهان آنها را در صورت نافرمانی جریمه میکنند چیست و رفتار مردم باید با این سربازان چگونه باشد؟
شاهزاده رضا پهلوی، شاید برای شما جای سوال باشد که چرا باید این نامه را برای شما بنویسم. بسیار طبیعیست من با جماعتی که حضرتعالی آنها را به درستی «فرقه تبهکار» مینامید، هنگامی که انعطافی از خود برای بررسی «عواقب منفی قانون سربازی اجباری» نشان نمیدهند -و گوش خود را جهت شنیدن نظرات نسل جدید در برف فرو کردهاند و با کنشگرانی که حتی در پی صرفا «بهبود خدمت سربازی» هستند برخورد میکنند - اصراری بر گفتگو و نامه نوشتن برای آنان ندارم. اگرچه گفتگو، همفکری و مذاکره را به صورت «پیشفرض» گزینهی بسیار مناسبی برای تحقق و پیگیری مطالبات مدنی همانند «لغو قانون سربازی اجباری» میدانم. به همین سبب ناچار شدهام حالا که براساس نتایج گروه مطالعات افکار نظرسنجی ایرانیان که بیشترین محبوبیت و مناسبترین فرد برای آیندهی سیاسی ایران شناخته شدهاید درمورد مسئلهی مهمی همانند «سربازی اجباری» که به ناحق نادیده گرفته میشود سخن بگویم. بیصبرانه منتظر پاسخ شما به این نامه هستم.
حمزه وحیدینیک
شهروند و روزنامهنگار ایرانی