نقد و بررسی سریال «پایتخت5»
نقطهی عطف سریال «پایتخت» نسخهی «نوروز 97» در سوار شدن خانواده «نقی معمولی» در بالن است. باد میآید و آنها را از ترکیه به سوریه میبرد تا «سیروس مقدم» روایتِ رسمی «نظام اسلامی» را از سوریه مو به مو این بار به جای فضای خشک و بیروحی همچون سخنرانی، در یک سریال عامهپسند شرح دهد.
از نظر وقایع و جریانتی که در این نسخه از «پایتخت» رخ میدهند، میشود به این نکته پی برد که سازندگان این مجموعه چه میزان درکِ «گاگولمآبانه» از «رعیت» دارند. دوربین «پایتخت» از زاویه دید یک خانواده ایرانی در سوریه و استانی همچون «لاذقیه» که در کنترل «رژیم اسد» است مدام افراد مسلح، با «چهرههای عفریته» را نشان میدهد که لباسهای مشکی پوشیدهاند و ما آنها را به نام «دولت اسلامی عراق و شام» میشناسیم. ما میدانیم که «دعشیها» آدمهای خشونتطلبی هستند که مثل آب خوردن سر میبرند و در جای جای «سریال پایتخت» به جهانبینی آنها اشاره میشود. گاهی بازیگران «پایتخت» حتی آنها را به سخره میگیرند و به نظر من، به خوبی حجم شرارت «دعشیها» و کُمدیبودن آداب و رسوم آنها را این مجموعه تلویزیونی به تصویر کشیده است. اگر قصد موئلفان «پایتخت» در این است که به مخاطب این فرکانس را بفرستند که داعش خطرناک است و در آن الحق موفق بودهاند، در صورتی که هدف این بوده به نظر من حتی نیازی به سریال و فیلم ساختن و اینمه ولخرجی نبود. بعید است که انسان عاقلی در این جهان وجود داشته باشد که در جنایتکار بودن داعش کوچکترین شک و تردیدی داشته باشد. این نکته را به راحتی میشود از اعمال و سوابق داعش فهمید. فیلمهای اورجینال و با کیفیتی که داعش از جنایات خود در اینترنت از زمان خلافت و تصرف شام، از اوج تا افول خود منتشر کرده به مراتب از هر فیلم تلویزیونی و سینمایی دیگری، هولناک و دلهرهآورتر است. بنابراین پرسشی که ایجاد میشود قصد و نیت موئلفان پایتخت اگر این نبوده، پس چیست؟
لنگیدن «پایتخت» آنجاییست که «واقعیت» را میخواهد در روایت قصه و داستان فیلم مخلوط کند و این «چگونگی برداشت از واقعیت»، محل بحث است. موئلفان پایتخت در این سریال، دیدگاه و تفسیر خود را از وقایع و تحولاتی که در سوریه میگذرند، کامل شرح دادهاند. آنها میگویند و مشخصا میخواهند به ایرانیان بگویند در سوریه صرفا و فقط داعش است که با حکومت مرکزی میجنگد و موئلفان هم بر این دیدگاه (کما اینکه در سریال هم به آن پی میبریم) بسیار پافشاری میکنند. طبیعیست که مخاطب، این نکته را از «پایتخت» برداشت میکند، چونکه اساساً غیر از داعش، گروه و یا جمعیت دیگری، حداقل در «جهان سریال پایتخت» در سوریه نمیبینم. اینکه جایگاه معارضان که آزادیخواه و دموکرات هستند و یا خود سوریها کجای این «محصول فرهنگی» است «پایتخت» به این پرسش عامدانه پاسخ نمیدهد. دستاندرکاران «پایتخت» با «شاخهیِ مادر خرجِ هالیوود اسلامی» برای امحای حجم جنایت جمهوری اسلامی در سوریه و توجیه «عملیات ابرنظامی» خود، وجود مردمی که بر علیه رژیم «بشار اسد» شوریدهاند را انکار میکنند و یا اگر مردمی هم هستند (کما اینکه یک خانواده سوری با خانواده معمولی هممسیر میشوند) تاییدگر رژیم اسدند. چون هفت میلیون آوارهی سوری که از داعش گریختهاند و حاضر نیستند در کنار رژیم اسد با داعش بجنگند معتقدند که داعش و رژیم اسد دو روی یک سکهاند. عدهای از آنها داعش را نطفهیی میدانند که اسد برای اسلامیزه کردن جنبش و انقلابشان، آنها را در شهرها گسترانید و به ضربالمثل «من یصنع الشباح تظهر له | هر کسی سایهها را میسازد برای خودش ظاهر میشوند» اشاره میکنند.
در سریال «پایتخت» برخلاف آنکه عدهای انتظار داشتند خانواده «نقی معمولی» توسط «مدافعان حرم» از مخمصه سوریه آزاد شوند، خود خانواده به مبارزه با داعش میپردازند. ریسکی که «نقی معمولی» برای اجرای نقشهی خود انجام میدهد «حرکتی انقلابی» به حساب میآید که با «سکانسهای نفسگیر» که میخواهد این تفکر را سناریونویس القا کند وقتش که برسد باید دیوار ترس فرو بریزد و اگر لازم باشد آموزش نظامی غیرنظامیان هم ضروری میشود. به نظر من، دلیل اینکه «مدافعان حرم» در این سریال نامی از آنها برده نمیشود که انتظارش را میداشتیم این اتفاق بیفتد، شاید موئلفان پایتخت این پیشفرض را در نظر گرفتهاند که پرده حکومتیبودن سریال با ورود عناصر «مدافع حرم» فرو میریزد. این تنها نکتهیست که «پایتخت 5» را با آثاری همچون فیلمهای «جشنواره عمار» متمایز میکند. بنابراین دستاندرکاران ظرفتمندانه خواستهاند خود مخاطب به این نتیجه برسد که باید کسانی باشند که دفاع کنند. کما اینکه «پایتخت» بدون دیالوگ و اشاره مستقیم این نکته را نعره میزند.
شاید برای آن 65 درصدِ مخاطبی که این سریال را دیدهند و اکثریت آنها تحولات سوریه را به دقت دنبال نمیکنند این سوال پیش آمده که چرا ناگهان صداوسیما جمهوری اسلامی در بهترین ساعات شبانهروز یک سریالی را پخش میکند که برخلاف نسخههای قبلی به عرصه سیاست و مسائل منطقهای ورود کرده است. یا شاید باز هم این سوال پیش آمده که دلیل تکرار مداوم تیزر فیلم سینمایی «بوقت شام» در بین آگهیهای بازرگانی «پایتخت» و تاکید بر سوریه چیست. پاسخ به این سوال ساده است. حجم چپاول سرمایه مملکت برای حفظ رژیم اسد به شدت برای جمهوری اسلامی هزینهبر بوده. جمهوری اسلامی میخواست اسد بماند تا راه برای نزدیک شدن به مرزهای اسرائیل و ارسال موشک به حزبالله باز باشد. اما از جایگاه هجومی به حالت دفاعی تغییر تاکتیک داده و جایگاه نظام امروز بیشتر از هر زمان ممکن هم در داخل و هم در خارج متزلزل شده است. نظام دست و پا میزند که آخرین وصیتهای خود را اگرچه گاهی از آرمانهای دهه شست خود عقبنشینی کرده و با سکانسهای مبتذل پایتخت خودزنی میکند اما همچنان میخواهد تقلا کند. باید دید آیا افکار عمومی ایران با سریالی همانند «پایتخت» و فیلم سینمایی همانند «بوقت شام» از ولخرجیهای جمهوری اسلامی در منطقه اقناع میشود یا باز شعار «سوریه رو رها کن | فکری به حال ما کن» سر داده خواهد شد.