وقتی می‌بینیم کسی همان احساس بدی را دارد که ما داریم، احساس بهتری پیدا می‌کنیم.

 

کلام به قدری قدرتمند است که یک کلمه می‌تواند زندگی یک فرد را عوض کند و یا زندگی میلیون‌ها انسان را نابود سازد. سال‌ها پیش مردی در آلمان با استفاده از کلام، همه مردم یک کشور را که از باهوش‌ترین اقوام بودند، آلت دست قرار دارد. او آن‌ها را تنها با قدرت کلام خویش به سوی جنگی جهانی سوق داد و دیگران را متقاعد کرد تا هولناک‌ترین اعمال خشونت‌بار را انجام دهند. او ترس مردم را با کلام تقویت کرد، و مانند انفجاری بزرگ جنگ و کشتار سراسر جهان را فرا گرفت. در همه جای دنیا انسان‌ها، انسان‌های دیگر را نابود کردند، چون از یکدیگر می‌ترسیدند. کلام هیتلر که مبتنی بر باورها و میثاق‌های ترس‌آور بود، تا قرن‌های متمادی در خاطر بشر خواهد ماند.

 

وقتی آنچه را هستیم دوست نداشته باشیم، راه‌های بی‌شماری برای آزار دادن خود در اختیار داریم.

 

در جریان اهلی شدن، تصویری از کمال به دست می‌آوریم و می‌کوشیم به اندازه کافی خوب باشیم. ما تصویری خلق می‌کنیم از کسی که باید باشیم تا همه ما را بپذیرند. مخصوصا تلاش می‌کنیم تا خوشایند کسانی باشیم که دوستمان دارند، مثل مادر و پدر، برادر و خواهرهای بزرگ‌تر، رهبران مذهبی و آموزگاران. در این تلاش برای خوب بودن به نظر آن‌ها، تصویری از کمال می‌سازیم. اما این تصویر قالب ما نیست. ما این تصویر را می‌سازیم، اما این تصویر واقعی نیست. ما هرگز از این دیدگاه کامل نخواهیم بود. هرگز!

 

حقیقت مانند تیغ جراحی است. حقیقت دردناک است، زیرا زخم‌هایی را که توسط دروغ‌ها پوشیده شده‌اند را باز می‌کند، و آن وقت است که شفا آغاز می‌شود.

 

+ از کتاب #چهار_میثاق (نویسنده؛ دون میگوئل روئیز، مترجم؛ دل‌آرا قهرمان)