نقدی بر شهرزاد

آپلود عکس

من برخلاف دیگران که نقد و انتقاد علیه این سریال را از همان قسمت اول شروع کردند اجازه دادم شهرزاد کامل شود تا نظرم درمورد آن را امروز بگویم.

شهرزاد اگرچه یک سریال عام‌پسند و پرطرفدار است اما در عین حال از قصه خاصی برخوردار است. خط داستان سریال شهرزاد در نگاه اول به شکل کلی داستانی عاشقانه است که گاهی در جزئیات برای پیچیده‌کردن آن به مسائل اجتماعی و سیاسی زمانه خود می‌پردازد. اما فکر می‌کنم فیلمنامه برخلاف ظاهر آن بلعکس است. این نگاه تیزبینانه #حسن_فتحی را می‌رساند. او اگرچه فارغ التحصیل روانشناسی‌ست اما جامعه‌شناس خوبی است. می‌دانست که اگر چارچوب و خط اصلی داستان سیاسی باشد و لابه‌لای آن برای جذب مخاطب عام وارد فاز عاشقی می‌شد شهرزاد اینقدر محبوب نمی‌شد و شاید حتی با این اشتباهات تاریخی (یا بهتر است بگویم برداشت‌های تاریخی) مجوز پخش هم نمی‌گرفت.

بگذارید صریح‌تر و به صورت خلاصه‌تر درمورد سریال بنویسم. شهرزاد از لحاظ دیالوگ خارق‌العاده است. دیالوگ‌های این سریال همان حرف‌های روشنفکرانه‌ای است که بعد از شنیدنش هر کسی را به تامل وا می‌دارد. انگار که شهرزاد اول دیالوگ بوده و بعد برای آن فیلمنامه نوشته‌اند. صحنه‌های اکشن شهرزاد برخلاف موارد دیگر بسیار ضعیف و سطحی است. به نظر می‌رسد تمرکز بیش از حد به قصه باعث نادیده گرفتن صحنه‌های اکشن شده است. معضلی که شاید در فصل دوم حل شود. بازیگران سیاه‌لشکری که در سکانس‌های فضای عمومی از جلوی لوکیشن عبور می‌کنند بیش از حد زیادند. گاه مخاطب برداشت می‌کند چقدر خیابان‌های دهه 30 تهران شلوغ بوده است. با این حال برخلاف گاف‌های سریال‌های تاریخی چند سال اخیر تلویزیون فضای ظاهری سریال شهرزاد شدیدا شبیه به دوران زمانه خودش است. اگرچه به لباس و پوشش و حتی به حیا و نحوه صحبت‌کردن بازیگران زن و دختر سریال شهرزاد نقد وارد است اما مخاطب از همین شکل و شمایل هم خوشش آمده است.

همزمانی پخش شهرزاد در شبکه نمایش خانگی با دو سریال کیمیا و معمای شاه از شبکه دو و یک صداوسیما باعث ایجاد فضای دوقطبی و تقابل ناخواسته‌ای شد. همه می‌دانستند که شرایط به وجود آمده رقابت عادلانه نیست. پشت سریال #معمای_شاه سرمایه و بودجه‌های چند میلیاردی با آدم‌های بانفوذ حکومتی بسیارند. ضمن اینکه فضای غیررقابتی برای تبلیغ و جذب مخاطب کاملا برای همگان واضح و مبرهن بود. عوامل سریال شهرزاد بر مردم و مخاطبان تکیه کردند. قلب شبکه‌های اجتماعی و فضای اینترنت که به دست مردم می‌چرخد را به دست گرفتند و آن‌ها در این رقابت ناعادلانه با قاطعیت پیروز شدند. به گونه‌ای که بعضی از تحلیل‌گران یکی از دلایل کمبود مخاطب در صداوسیما و عدم استقبال از معمای شاه را سریال شهرزاد می‌دانند.

تا قبل از سریال شهرزاد کمتر کسی در ایران نسخه‌های اصلی سریال‌های شبکه نمایشی را می‌خرید. مهران مدیری برای قهوه تلخ مردم را قسم می‌داد که نسخه اصلی سریال را بخرند. حتی جایزه‌های میلیونی برای کسانی که نسخه‌های اصلی سریال را می‌خریدند هم در نظر گرفت. اما هیچکدام از این روش‌ها به موفقیت مورد نظر تهیه‌کننده سریال نصف‌ونیمه قهوه تلخ حاصل نشد. "دوبرابر هزینه‌های سریال سود کرده‌ایم". محمد امامی، تهیه‌کننده سریال شهرزاد این را می‌گوید. اگر چه متوصل شدن به حلال و حرام هم نقش موثری در فروش شهرزاد داشت اما با این حال پخش سریال به صورت فایل در اینترنت برای دانلود در کنار توزیع CD به فروش آن کمک کرد.

آپلود عکس

دست‌اندرکاران شهرزاد در موسیقی از همان روش پنج سال پیش سریال #قلب_یخی به کارگردانی محمد حسین لطیفی استفاده کردند. سریال را با آهنگ‌های عاشقانه و دلربا پیوند دادند و این یکی از دلایل محبوبت شهرزاد شد. من افرادی را می‌شناسم که شهرزاد را به دلیل آهنگ‌هایش دنبال می‌کردند یا حداقل اینکه وقتی آهنگ‌های این سریال را گوش دادند از سر کنجکاوی یا چیزهای‌ دیگر به سراغ آن رفتند.

با اینکه اسم سریال شهرزاد است و بازیگر نقش اول آن شهرزاد سعادت است اما درمورد فرهاد دماوندی که شغلش روزنامه‌نگاری‌ست حرف و حدیث زیاد است. این درست است که سریال درمورد وقایع دهه 30 است و اتفاقا داستان فیلم از همان اوایل قسمت اول از روز 28 مرداد کلید می‌خورد اما فیلم برای دهه نود است. مخاطب زمان را مقایسه می‌کند و برداشتش این است که انگار هیچ چیز عوض نشده است. این ایران همان ایرانی است که عده‌ای علیه سیاستمداران مردمیش کودتا می‌کنند، روزنامه‌ها را توقیف می‌کنند و روزنامه‌نگاران همچنان تحت فشارند. در واقع آن‌هایی که بعضی از وقایع این فیلم را با سال 57 و 78 چفت می‌زنند یا این که می‌گویند چقدر برخی اتفاقات این فیلم شبیه وقایع سال 88 است، بیخود نمی‌گویند. با این حال برخی از گره‌های فصل اول شهرزاد هنوز باز نشده است. باید منتظر فصل دوم باشیم و ببینم عاقبت شهرزاد و فرهاد بدون بزرگ آقا به کجا خواهد رسید. فصلی که مشخص نیست آیا حسن فتحی با سریال شهرزاد در همان دهه 30 در جا خواهد زد یا فکر دیگری مد نظرش است.

تنها راه نجات از حجاب اجباری

نزدیک به یک قرن پیش بود که رضاشاه به تقلید از کشورهای اروپایی قانونی را وارد کشور کرد که شاید هرگز فکرش را نمی‌کرد بعدها تبدیل به بخشی از مهم‌ترین دغدغه‌ امروز دختران و زنان ایرانی شود. اگرچه #کشف_حجاب موضوعی نیست که قرار نیست چندان در این مطلب درمورد آن صحبت شود اما فعالیت دوباره #گشت_ارشاد باعث شده که نویسنده به پیشینه مسئله‌ای بپردازد که خبرش امروز واکنش‌های مختلفی را از سوی جامعه در پی داشته است.

 

انقلاب؛ سرآغازی برای حجاب اجباری

داستان از آخرین انقلاب کلاسیک قرن بیستم شروع شد. هواپیمای حامل آیت الله ‌خمینی، 12 بهمن 57 با خرواری از عقایدی شگفت‌آور که جهان تقریبا باور ‌کرده بود حکومت‌داری با آن دیگر غیرممکن است، بر فرودگاه مهرآباد نشست. انقلاب 57 روزهای بهمن و اسفند را به سرعت داشت می‌گذارند که عبارت؛ «حجاب اسلامی» بر سر زبان‌ها افتاد. مردم دو دسته شدند؛ عده‌ای موافق و بخشی مخالف. آنان که مخالف بودند در نهایت شکست خوردند و حجاب اجباری کم‌کم از حرف و حدیث به قانونی تبدیل شد که اگر زنی از آن سرپیچی کند به موجب ماده 638 قانون مجازات اسلامی به حبس از 10 روز تا دو ماه یا 74 ضربه شلاق جریمه می‌شد.

 

اسباب و دلایل فعالیت مجدد گشت ارشاد

ثبت قانون حجاب اجباری در اوایل انقلاب بود که امروز به مهم‌ترین ارکان‌ جمهوری اسلامی اجازه می‌دهد به فکر طرح‌های مانند «طرح ارتقای امنیت اجتماعی»، «طرح عفاف و حجاب» و «طرح حمایت از آمران به معروف و نهی از منکر» بیفتد. اگر امروز حجاب در ایران اجباری نبود طبیعتاً هم هیچ نهاد و سازمانی این توانایی را از لحاظ قانونی نداشت که اکنون اینگونه برای پوشش دختران و زنان تعیین تکلیف کند.

 

تغییر تاکتیک؛ راه‌حلی نهایی

این عقب‌نشینی حال و حاضر مردمی باید تبدیل به حمله شود و این تنها راه موفقیت و پیروزی است. اولین حرکت باید این باشد که تمام افرادی که در سطح کلان و تمامی افرادی که کوچکترین مسئولیتی در ثبت قانون حجاب اجباری در کشور داشتند بایستی از لحاظ عرفی به جامعه پاسخگو و به دلیل رفتار خشونت‌آمیز سالیان سال خود علیه دختران و زنان از لحاظ قانونی محاکمه شوند. چه رفتاری باید در مقابل کسی داشت که تمام این سال‌ها بی‌خود و بی‌جهت به خود اجازه می‌داد با لحنی توهین‌آمیز به اصطلاح؛ زنان را «ارشاد» کند؟ آیا باید تمام رفتارهای را که دیدیم دختران جوان را کتک می‌زدند، فحش می‌دادند و در جلو ملا عام حیثیت و شرف و عزت آن‌ها را خدشه‌دار می‌کردند را فراموش کنیم و به راحتی آن‌ها را ببخشیم؟ آیا باید تمام ضربات روحی که از این رفتار به شهروندان وارد شد را فراموش کنیم؟ پاسخ را به عهده مخاطب می‌گذارم.

 

مبارزه و مقاومت

اگر نسل جدید با جدیت در پی تغییر قانون حجاب «اجباری» به «اختیاری» قدم پا نگذارد باید منتظر قوانین صفت و سخت‌تری و منتظر ظهور طرح‌های متوحشانه‌تری مانند #گشت_ارشاد باشد. تمام عقب‌نشینی‌‌های دیروز‌ و عدم واکنش متناسب با رفتار طرف مقابل بود که ما امروز شاهد فعالیت دوباره گشت ارشاد با این شکل و شمایل رعب‌انگیز هستیم. جوانان امروز ایرانی به دلیل بی‌اعتمادی و عدم وحدت در هدف و آرمان، توانایی مقابله و مبارزه با جریان مقابلشان که از همبستگی، امکانات و اتحاد فراوانی برخوردار است را ندارند. آن‌ها تصور می‌کنند برای رسیدن به اهداف و آرمان‌ها، فرش قرمزی برایشان پهن شده است که فقط باید در آن قدم گذاشت. حداقل تاریخ کشورهای شرقی و خاورمیانه نشان داده است که معمولا حکومت‌های شبه جمهوری اسلامی در مقابل چنین تغییرات مشابهی به شدت مقاومت می‌کنند و برای اضمحلال آن از هیچ روشی دریغ نمی‌کنند.

 

فرآیند برخورد مورد به مورد

شناسایی این افراد گردن‌کلفت که خود را پیاده‌کنندگان قانون خدا در زمین می‌دانند چقد می‌تواند سخت باشد وقتی که عکس‌هایشان در شبکه‌های اجتماعی واضح و با کیفیت دست به دست می‌شود؟ چه کسی باید بترسد؟ ما جمعیت بی‌شماری از مردم که از این رفتار خشونت‌آمیز به ستوه آمدیم یا هفت هزار آدمی که چشم و گوش خود را در برابر خواسته‌های مردم بسته‌اند؟ درست است که این جریان گاه فعالیت‌های خود را به دلیل مقاومت زنان و دختران متوقف کرده است، اما حالا از نو سرمداران و رهبران این جریان سنتی فرار رو به جلو را در پیش گرفته‌اند.

 

پیش‌بینی سرکوب معترضان

برای رسیدن به اهداف و تحرکاتی این چنینی قربانی لازم است. قربانی داده‌ایم اما به اندازه‌ای نبوده که به سمبل و نماد این جریان تبدیل شود. بایستی نام قربانی و قربانیان تبدیل به دیوار شرمی در مقابل تحرکات جریان امنیتی و پلیسی شود. مخالفان حجاب اجباری می‌گویند که خشونت راه حل درستی نیست. واقعیت هم همین است. آن‌هایی که استدلال و رفتارهای جریان محافظه‌کار سنتی را نقد می‌کنند معتقد به خشونت نیستند. اگر قرار بود ما هم از این روش استفاده کنیم تقریبا هیچ تفاوت رفتاری با آن‌های که فقط دم از اخلاق و رحمانیت می‌زنند، نداریم. اما مبارزه در اینجا به معنی ابراز خشونت‌ها و کینه‌های جمع شده تمام این سال‌ها نیست. (بخشی از ادامه این پاراگراف به دلیل تغییر عقیده نویسنده حذف شد).

 

صفر یا صد؛ افراط و تفریط

مطلب طنزی که این روزها در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود و محتوای آن این است که ایران را تشبیه به یک دیوانه خوانه‌ای می‌کند که یک روز کسی تحت تاثیر فعالیت و حضور زنان در جامعه ترکیه می‌شود و فردای آن در کشور، #کشف_حجاب اعلام می‌کند و دهه‌ها بعد کسی بلند می‌شود که می‌خواهد حجاب اجباری راه بیندازد، این یک پیام شفاف دارد؛ تاریخ صد ساله ایران یا از آنور بوم افتاده یا از اینور بوم. حداقل این را باید دانست که جامعه درگیر افراط و تفریط است و هنوز حاکمیت نمی‌داند یا نمی‌خواهد بداند که میان صفر و صد هم اعدادی برای انتخاب وجود دارد. ابدا جامعه محافظه‌کاری اسلامی به این فکر نمی‌کند که در یک جامعه همانطور که یک خانم چادری این حق را دارد همان نوع لباسی را که خواسته بپوشد، باید به دیگران هم اجازه داد لباسی را بپوشند که خود می‌خواهند نه آن چیزی که توسط حکومت تبلیغ و تحمیل می‌شود.

 

نحوه انجام درست «امر به معروف و نهی از منکر»

اکثر آنهایی که مخالف حجاب اجباری هستند به این معنی نیست که با خود حجاب مخالفند. جریان مقابل محافظه‌کار به عقاید، سنت‌ها و آیین‌های مذهبی و اسلامی احترام می‌گذارد. اما این رفتار محترمانه باید دو طرفه شود. همانطور که نمی‌خواهیم با خانمی به اصطلاح بدحجاب برخورد شود، همچنین نمی‌خواهیم با خانم چادری هم برخورد شود. هر کسی حق دارد خودش لباسش و نوع پوشش را انتخاب کند و این هم به هیچ فرد دیگری مربوط نیست. «امر به معروف و نهی از منکر» امروز هر مسلمانی که از نظر او اگر آن را انجام ندهد دینش ناقص است؛ نه #باتوم و نه #تذکر سخت و نرم است، بلکه قبول شرایط وضعیت کنونی و آشتی با دنیای جدید است. نحوه عمل «امر به معروف و نهی از منکر» امروز یک مسلمان که علاقه دارد در زمینه‌ای حفظ و گسترش حجاب در جامعه کاری انجام دهد؛ نوشتن کتاب، انتشار مقاله، ساخت فیلم و مستند، طراحی بنر، برگزاری مناظره، مصاحبه مفصل، استفاده از فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی و مانند این‌هاست نه #زور و #خشونتی که در نهایت تبدیل به #تنفر بیشتر از حجاب و دین‌گریزی و در نهایت به تخاصم و دین‌ستیزی می‌شود.